لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید فعالیت حرفهای شما در نقاشی از چه زمانی آغاز شده است.
من راحله صافی هستم، متولد اسفند ۱۳۴۶
مسیر هنریام را از گرافیک آغاز کردم؛ ابتدا در هنرستان و سپس در دانشگاه
چند سال نخست پس از فارغالتحصیلی را در حوزه تبلیغات و طراحی گرافیک گذراندم، اما بهتدریج نقاشی برایم به یک ضرورت درونی تبدیل شد.
بیش از بیست سال است که بهطور مداوم نقاشی میکنم و در سالهای اخیر تمرکزم بر نقاشی مدرن و معاصر بوده است.
۲. چه عواملی و تجربههایی بیشترین تأثیر را در شکلگیری مسیر هنری شما داشتهاند؟
ترکیبی از تجربه زیسته، مشاهده دقیق جهان، و سالها کار عملی در گرافیک بر نگاه من تأثیر گذاشته است. گرافیک به من نظم بصری و حساسیت به ترکیببندی آموخت، و نقاشی امکان مواجهه با لایههای عمیقتر احساس و اندیشه را فراهم کرد. همچنین، مواجهه با هنر معاصر و مطالعه درباره فلسفه تصویر، مسیرم را به سمت بیان شخصیتر هدایت کرد.
۳. آموزش نقاشی در سالهای آغاز فعالیت شما چه تفاوتهایی با شرایط امروز داشت؟
در سالهای آغاز کار من، آموزش بیشتر بر مهارتهای پایه، تکنیک و تمرینهای مداوم استوار بود.
دسترسی به منابع محدود بود و هنرجو ناچار بود با صبر و تجربه مسیر خود را پیدا کند. امروز امکانات آموزشی گستردهتر شده، اما گاهی سرعت و تنوع منابع باعث میشود عمق و تمرکز لازم کمتر شکل بگیرد.
۴. به نظر شما مهمترین چالشهای نقاشی در ایران طی دهههای گذشته چه بوده است؟
چالش اصلی، نبود استمرار در آموزش و فقدان زیرساختهای پایدار برای حمایت از هنرمندان بوده است. از سوی دیگر، فاصله میان هنر آکادمیک و هنر معاصر، و همچنین محدودیتهای نمایش و عرضه آثار، مسیر بسیاری از هنرمندان را دشوار کرده است. با این حال، همین محدودیتها گاهی باعث شکلگیری بیانهای شخصی و خلاقانه شدهاند.
۵. نقش زمان، تجربه و ممارست را در تربیت یک هنرمند چگونه ارزیابی میکنید؟
هیچ چیز جای زمان و ممارست را نمیگیرد. هنرمند در طول سالها نهفقط تکنیک، بلکه نگاه، صبر، و توانایی مواجهه با شکست و بازآفرینی را میآموزد. تجربه، لایههای پنهانتری از جهان و از خود هنرمند را آشکار میکند؛ چیزی که با آموزش سریع به دست نمیآید.
۶. جایگاه نقاشی کلاسیک و تکنیکمحور را در نسبت با هنر معاصر چگونه میبینید؟
نقاشی کلاسیک پایهای است که بدون آن ورود به هنر معاصر ناقص میماند. تکنیک، زبان است؛ اما هنر معاصر به ما یادآوری میکند که زبان کافی نیست و معنا، تجربه و نگاه شخصی نیز ضروریاند. بهنظر من این دو نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگرند.
۷. بهعنوان یک مدرس باسابقه، رایجترین اشتباه هنرجویان جوان از نگاه شما چیست؟
بیشترین اشتباه، عجله برای رسیدن به «سبک شخصی» است. بسیاری از هنرجویان میخواهند بدون طی کردن مسیر تمرین، مطالعه و تجربه، به نتیجه نهایی برسند. گاهی هم بیش از حد تحت تأثیر مدهای بصری قرار میگیرند و فرصت کشف صدای درونی خود را از دست میدهند.
۸. چه عواملی باعث تداوم و ماندگاری یک هنرمند در طول سالها میشود؟
پایداری، صداقت با خود، و توانایی بازآفرینی. هنرمندی که بتواند در هر دوره از زندگیاش دوباره خود را کشف کند، ماندگار میشود. مطالعه، مشاهده، و ارتباط با جهان معاصر نیز نقش مهمی دارند. مهمتر از همه، عشق به کار و تعهد به مسیر است.
۹. اگر بخواهید یک توصیهی کلیدی به نسل جدید نقاشان داشته باشید، آن توصیه چیست؟
به خودتان زمان بدهید. از تقلید نترسید، اما در آن نمانید. بهجای عجله برای دیدهشدن، روی دیدهشدنِ نگاهتان کار کنید. هنر، نتیجهی یک مسیر طولانی است؛ مسیری که با صبر، مطالعه و تجربه معنا پیدا میکند.
وقتی گرافیک به نقاشی میرسد
پرینتنبود استمرار در آموزش و فقدان زیرساختهای پایدار برای حمایت از هنرمندان بوده است. همین محدودیتها گاهی باعث شکلگیری بیانهای شخصی و خلاقانه شدهاند.
https://www.fogholadeonline.ir/?p=9540
برچسب ها
این مطلب بدون برچسب می باشد.
اخبار مشابه
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.























Sunday, 1 February , 2026